X
تبلیغات
رایتل
آبی عشق
شعر _ د استان کوتاه
آرشیو
موضوع بندی
12 آذر 1385
سبوی شکسته

شعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم

همه اشکم همه آهم همه سوزم همه دردم

چون سبویی که شکسته ست و رخ چشمه نبیند

کو امیدی که دگرباره هم آغوش تو گردم

لاله صبح بهارم که درین دامن صحرا

آتش داغ گلی شعله کشد از دم سردم

 کس ندانست که چون زخم جگر سوز نهانی

سوختم سوختم از حسرت و لب باز نکردم

جلوه ی صبح جوانی به همه عمر ندیدم

با خزان زاده ام آری گل زردم گل زردم


delnobahar

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 113612


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

دوستان نظر یادتون نره