X
تبلیغات
رایتل
آبی عشق
شعر _ د استان کوتاه
آرشیو
موضوع بندی
3 مرداد 1385
درد عشق

گفتمش آغاز درد عشق چیست؟

گفت آغازش سراسر بندگیست

گفتمش پایان آن را هم بگو

گفت پایانش همه شرمندگیست

گفتمش درمان دردم را بگو

گفت درمانی ندارد، بی دواست

گفتمش یک اندکی تسکین آن

گفت تسکینش همه سوز و فناست

 

در خم پس کوچه های زندگی آرزو گم کرده تنها می روم

در شیار روشن تاریک شب لنگ لنگان سوی فردا می روم

می روم شاید که در دشت شفق بینم آن رنگین پر خورشید را

می روم شاید به بام کهکشان بینم آن تک اختر امید را

بسته ام بار سفر از شهر خود می روم آشفته تا شهر دگر

گشته ام بیگانه با هر آشنا می روم شاید شوم بیگانه تر


delnobahar

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 113728


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

دوستان نظر یادتون نره