X
تبلیغات
رایتل
آبی عشق
شعر _ د استان کوتاه
آرشیو
موضوع بندی
29 تیر 1385
راهی به غیر از زندگی نیست

 abiye_eshgh_2006

اگر روزی کسی از من بپرسدکه دگر قصدت از این زندگی چیست؟

بدو گویم که چون می ترسم از مرگ مرا راهی به غیر از زندگی نیست

من آندم چشم بر دنیا گشودم که بار زندگی بر دوش من بود

چو بی دلخواه خویشم آفریدند مرا کی چاره ای جز زیستن بود؟

من اینجا میهمانی نا شناسم که با نا آشنایانم سخن نیست

بهر کس روی کردم دیدم ای وای مرا از او خبر او را ز من نیست

حدیثم را کسی نشنید نشنید درونم راکسی نشناخت نشناخت

بر این چنگی که نام زندگی داشت سرودم را کسی ننواخت ننواخت

برونم را کی خبر داد از درونم ؟ که آن خاموش و این آتشفشان بود.

نقابی داشتم بر چهره آرام که در پشتش چه طوفانها نهان بود

همه گفتند عیب از دیده توست جهان را بد چه می بینی که زیباست

ندانم راست است این گفته یا نه ؟ ولی دانم که عیب از هستی ماست

چه سود از تابش این ماه و خورشید ؟ که چشمان مرا تابندگی نیست؟

جهان را گر نشاط زندگی هست مرا دیگر نشاط زندگی نیست

abiye_eshgh_2006abiye_eshgh_2006


delnobahar

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 113612


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

دوستان نظر یادتون نره